bookmark

معنای خروهه

خروهه

بضم خا و را،مرغى كه صياد بر دام بندد،و پايدام نيز گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص587)
sourceLink

به ضم اول بر وزن كروهه گوشت پارۀ ميان فرج زنان باشد و جانورى را نيز گويند كه صيادان بر كنار دام بندند تا جانوران ديگر فريب خورده در دام افتند و به عربى آن را ملواح خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص336)
sourceLink

- [بضم خا و راى مهمله و فتح هاء] مرغى را گويند كه صياد بر دام بندد بواسطۀ صيد كردن و آن را پايدام نيز گويند و بعربى ملواح خوانند [بميم و لام و واو و حاى مهمله، بوزن مصباح] .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص494)
sourceLink

(اسم) چوچوله. خروسه. خروسك. ← خروسك. ¦¦جانورى كه صيادان بر كنار دام بندند تا جانوران ديگر فريب خورده در دام بيفتند. پايدام. خورد دام. خوردنى در دام.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1124)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] خروسه. و تلاق و بظر. و جانورى كه صيادان بر كنار دام بندند جهت فريب جانوران ديگر و بتازى ملواح گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1355)
sourceLink

ملواح .
(
فرهنگ قواس
, ص77)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.